دکتر در میانه تردید!
نمی دانم بنویسم دکتر یا سردار، شاید هم با هر لقبی بخوانمش فرقی نکند.
اما مهم این است که از چندی پیش سیگنال های زیادی برای ایشان ارسال شده مبنی بر اینکه "اگر می خواهی همان جای نیم بند خود را از دست ندهی محکم در جایت بنشین و هیچ مداخله ای هم امر سیاست ایران در این روزها نداشته باش!" و لابد فکر کرده اند دکتر لباس سرداری را در آورده که بیاید از این حضرات حرف زور بشنود. لابد.
به هرحال انتخابات ریاست جمهوری نهم که برخی، از آن با عنوان سونامی یاد کردند حالا دارد اثرات خود را می گذارد و فعلا اولین نماد و نشانه اش از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شروع شده تا بعدها ترکش این سونامی کدام بینوایی را لت و پار کند خدا عالم است و بس.
خلاصه هرچه هست ما که اصلا دلمان نمی خواهد دکتر سردارمان در این ماجرا بازنده باشد و غیر این ما کلی هم دلمان را صابون زده ایم که جناب ایشان برنده برنده باشند. اولا که با حضور ایشان این روزها ما کلی حس طنازی مان دارد قوی و فربه تر می شود ثانیا تهران تا اندازه ای آباد می شود کسی چه می داند.
و سر آخر اینکه، همه این داستان ها در مورد قالیباف خان شهردار تهران بود.
و اما از آن طرف، راویان شکرشکن شیرین گفتار روایت کرده اند که ایشان مو لای درز تصمیماتشان نمی رود و این را مردم تهران از همان افتتاح تونل رسالت باید دانسته اند.
ببینیم و تعریف کنیم!
