تبليغاتX
شرحه -

شرحه

بحثی در باب شایعات اخیر شهر

شورای مغبون

اگرچه حدود دو دهه پیش به قول یکی از طنازان! عالم مطبوعات به سبب فعالیت های نفسگیر شهردار تهران (غلامحسین کرباسچی) لقب "سردار سازندگی" را به آیت الله هاشمی رفسنجانی دادند تا در جشن مدال(نشان) هم سر سیاستمدار بی کلاه نمانده باشد اما به فاصله نه چندان زیادی از آن دوران،  رشته مودت شهردار و رییس جمهور ریشه ریشه شد تا رسید به دوره محمود احمدی نژاد استاندار برکنار شده دولت اصلاحات از استان اردبیل  که در دولت اصلاحات حتی از ورود او به جلسات هیات دولت هم ممانعت به عمل آوردند و از آن پس هرجا که رییس دولت حتی کوچک ترین انتقادی را  از سامان و سامانه شهر و شهرداری تهران حتی به نیت دلسوزی هم مطرح می کرد با توپخانه پر آتش شهردار تهران روبرو می شد.

این داستان به ظاهر غم انگیز  تا آنجا ادامه یافت که شهردار تهران سر در پی دولت نهاد و مهار دولت علی رغم هشدارهای متعدد مردان منحنی سیاست ایران در

کف با کفایت جوانان تیز و بز ی افتاد که وقتی سوار تانک سیاست می شدند از پیران شورای شهر هم مدد گرفتند تا آن تانک را هل بدهند که لابد روشن شود!

رییس جمهور ما اما آن روزها درگیر اصلاح چشم و ابروی نظام در درون و بیرون مرزها بود و اگر هم جایی سنت و دلاری می دید به جای آنکه وام کند تا دردی از بی دردی مردم دوا شود یا در قالب نفت سیاه بر سفره گندیده مردم بی نوای ایران بگذارد؛ خم می شد بر می داشت می بوسید و بر طاق حساب پر طمطراق ذخیره ارزی می نهاد تا در آینده ای نه چندان دور مجلس - ... - ... و دولت  از محل همان دلارهای ذخیره شده در دوران سخت اصلاحات برای هم پپسی باز کنند و این به آن هدیه بدهد آن به این اعتبار! و این چنین شد که جنگ دولت از ستاد شهرداری پی گرفته شد. و این ماجرا تا آنجا کش آمد که حساب شهردار و دولت در این فرایند بسیار پیچیده، بکلی از هم جدا شد و حالا هرکدام به راه خود می روند و ملت به راه خود.

شورای سوم اما در این بین، بینی و بین الله حسرت خورد و مرارت کشید که شاید از این نمد برای هرکه کلاهی درست شده، باز ستاند و بر جای حق خود بگذارد تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. و برای همین، آنکه از چله او جسته بود دیگر محلی از اعراب برایش نگشود و آنکه در چله او گرفتار بود قول همه گونه همکاری را داد تا اینکه از پساپشت پرده های سیاست نداهایی آمد که ممکن است بازی سیاست نتیجه یی دیگر به بار آورده و بازی روزگار را به سخره گرفته باشد و لذا گمانه زنی هایی این روزها در حال بروز و ظهور است که می ترسم آبها که از آسیاب افتاد مانند همیشه شماطت و بازی رسانه یی لقب گیرد که انصافا سزاوار ستایش هم نیست. فعلا این بازی پای روزنامه نگار کهنه کاری مثل محمد آقازاده را هم – که بسیار دوستش می دارم- به میانه معرکه باز کرده است اما خداوند قرین رحمت کند روح آن بزرگواری را که در تقویم انتخابات ایران  فاصله ها را کوتاه کوتاه انتخاب کرده است؛ شاید برای اینکه مردم ما زحمت زیاد به خود ندهند و به اقتضای طینت و اخلاق، تلخی صبر را در کاسه دل نریزند که سلامتشان ان شاء الله برقرار باشد برای همیشه!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 21:16  توسط رفیع ملکی الموتی  |